صفحه هفتاد و چهارم دفتر لامپ

#گوش_کن :

 

بگذار بگذریم

حرفی نباشد که بودنش باز کردن زخم کهنه و عمیقی‌ست که هیچ وقت خوب نخواهد شد

بگذار بگذریم و چشم را به روی هر آنچه گذشت ببندیم

لحظه‌ای آزاد
لحظه‌ای معلق
نه در حال صعود و نه در حال سقوط

لب ایوان نشسته‌ای
کنارت می‌نشیم و به چشمانت خیره می‌شوم. گفتم خسته‌ام اما نمی‌توانم صبر کنم، امیدی ندارم و اما نمی‌توانم ناامید باشم. تو را می‌خواهم و نمی‌توانم تو را داشته باشم

می‌خندی و با دستانت چشمانم را می‌بندی. دراز می‌شکم و سرم را روی پاهایت می‌گذارم. نسیم خنک و آفتاب داغ. دنیای سرخ خون پشت پلک‌هایم جریان دارد

اینطرف سرخ
آنطرف سرخ

گفتم لذت بخش است ولی اینطور که نمی‌ماند! باز می‌روی. گفتی دیروز را چه کردی که امروز را اینقدر راحت از دست می‌دهی؟

جهان سرخ و سوز اشک. چشمانم را باز می‌کنم همه جا پر از نور است. آنقدر زیاد که هیچ چیزی را نمی‌توانم ببینم درست مثل تاریکی

تلاش می‌کنم تا به نور عادت کنم

سعی میکنم ببینمت

امروز را نمی‌خواهم از دست بدهم

چشمانم را باز و بسته می‌کنم

اشک می‌ریزم

همه جا پر از نور است

تو را نمی‌بینم

کاش چشمم را باز نمی‌کردم. کاش چشمانم را نمی‌بستی.

لامپ سوخته

پلی‌لیست – خال به کنج لب یکی – کامیار حبیبی

خال بکنج لب يکی طره مشک فام دو

وای به حال مرغ دل دانه يکی و دام دو

محتسب است و شيخ و من صحبت عشق در ميان

از چه کنم مجابشان پخته يکی و خام دو

از رخ و زلف ای صنم روز من است همچو شب

وای بروزگار من روز يکی و شام دو

ساقی ماهروی من از چه نشسته غافلی

باده بيار می بده نقد يکی و وام دو

مست دو چشم دلربا همچو قرابه پر ز می

در کف ترک مست بين باده يکی و جام دو

کشته تيغ ابرويت گشته هزار همچو من

بسته چشم جادويت ميم يکی و لام دو

وعده وصل مي‌دهی ليک وفا نمی‌کنی

من به جهان نديده‌ام مرد يکی کلام دو

گاه بخوان سگ درت گاه کمينه چاکرت

فرق نمی‌کند مرا بنده يکی و نام دو

شعر: طاهره قره العین

کامیار حبیبی

#گوش_کن :

-پلی‌لیست آقای لامپ-

پانویس دهم دفتر لامپ

آنجا که نگاه تو را گم می‌کنم، تاریکی از راه میرسد . . .

رو به روی تو نور است،

از من دور می‌شوی و حجمی از سایه مرا فرا می‌گیرد

 

لامپ سوخته
#گوش_کن :

پلی‌لیست – جنگ افسانه‌ها و یک ترانه – ترانه مرا ببوس

دانستن داستان سروده شدن یک شعر گاهی جذاب‌تر از تک تک کلمات آن است.

ترانه مرا ببوس سروده حیدر رقابی را حسن گلنراقی که هیچ کس آن را نمی‌شناخت برای همه به خاطره تبدیل کرد

مانند رهگذری که خیلی اتفاقی شمشیر جادویی را از دل سخره‌ها بیرون کشیده باشد

حالا تو مرا ببوس هرچند نمیخواهم برای آخرین بار باشد ولی ببوس آنچنان که گویی برای آخرین بار است…

مرا ببوس

#گوش_کن :

-پلی‌لیست آقای لامپ-

پلی‌لیست – ای درد ای بار – دنگ شو

یادمه اون شب که رفتی‌ چشمو بستم، شیشه عمر جوونیمو شکستم تا به تو پیغام دلجوئی فرستم اسمتو با شیشه کندم روی دستم
درد اومد . . .
داد اومد . . .
مثل هر روزی که پیشم نیستی فریاد اومد

این وسط مونده دل تنگ شده‌ی من و انصاف نداشته‌ی تو. عادت که نکردی؟ عادت نکن! برگرد، وقتی به نبودن عادت کردی دیگه چه امیدی به زندگی و عشق میشه داشت

دنگ شو

#گوش_کن :

-پلی‌لیست آقای لامپ-

پلی‌لیست – ترانه عروسک ساز – صدای کاوه صالحی

شاید باید دوتا دست بسازه برام موهاشو نوازش کنم
شاید باید دوتا پا بسازه برام مثل سایه دنلابش کنم
شاید باید با دکمه پیرهنش برام چشم بسازه نگاهش کنم
شاید باید دوتا لب بدوزه برام اینا رو ازش خواهش کنم

بیار سوزنت رو . . .

کاوه صالحی

#گوش_کن :

-پلی‌لیست آقای لامپ-