معرفی کتابِ نیست – اثر علیرضا روشن

چند شعر زیبا از کتاب نیست با صدای علیرضا روشن؛

کتاب “کتابِ نیست” مجموعه شعری از علیرضا روشن است که در سال ۱۳۹۰ چاپ شد.

شعری از این کتاب:

“دلتنگی خیابان شلوغی‌ست
که تو در میانه‌اش ایستاده باشی
میبینی میایند
میبینی میروند
و تو همچنان ایستاده باشی”

 

لینک خرید کتاب در فروشگاه اینترنتی: کتابِ نیست

#گوش_کن :

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ – حسین پناهی

دکلمه‌ای که بارها گوش کردم

—————————

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟

واسطه نیار به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم

کفر نمی‌گم سوال درام
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چیکارم
می‌چرخم و می‌‌چرخونم سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم

تازه دیدم که دل دارم بستمش!
راه دیدم نرفته بود رفتمش
جوانه‌ی نشکفته را رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود

اون همه افسانه و افسون ولش!
این دل پر خون ولش!
دلهره گم کردن گدار مارون ولش!
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست! دویدم!
چشم فرستادی برام
تا ببینم
که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوی روون نعناش چیه؟
این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟

آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله!

پریشونت نبودم؟!

من
حیرونت نبودم؟!

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!

گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!
انجیر می‌خواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!
چشمای من آهن انجیر شدن!
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن!

عمو زنجیر باف
زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم!

-حسین پناهی-

#گوش کن :


صفحه سی و نهم دفتر لامپ

آدمی به آب نیاز دارد، به غذا نیاز دارد، به سرپناه و به آرامش نیاز دارد و خیلی چیز‌های دیگر

اما نمیدانم چه حکمتی‌ست که وقتی نام تو به میان می‌آید دیگر نه آب و غذا و نه سرپناه و نه هیچ چیز دیگر نیاز شمرده نمی‌شود!

همه آن‌ها محو می‌شوند در خواستن تو و دست آخر من می‌مانم و نیاز به تو و بودِ تو و یا یادِ بودِ تو و یا هرچیز دیگری از تو، که توی آن تو می‌شوی اول آخر هر نیازی
و چقدر کاملی

داشتم با خودم حرف میزدم که صحبت رسید به تو، خودم از دستت شاکی بود، می‌گفت تو بی‌رحمی، بی‌احساسی، احمقی! به تو نباید عشق ورزید تو لایق ترحمی

فکر نکنی من ساکت نشستم تا تو را تحقیر کند، حسابی با خودم دعوایم شد گفت و گفتم
از شما حسابی تعریف کردم
گفتم من عاشق کسی نمی‌شوم که نزول کنم گفتم شما هر چقدر با من نامهربان باشید ولی لایق ستایش هستید، خلاصه جایتان خالی کلی روی خودم را کم کردم

اما حالا بینمان بماند تو چقدر با من نامهربانی!

#گوش_کن :

 

لامپ سوخته

معرفی کتاب «یک عاشقانه‌ی آرام» اثر «نادر ابراهیمی»

در آغاز کتاب نادر ابراهیمی از داستانی آرام و عاشقانه برای کسانی سخن میگوید که در ابتدای راه هستند، عاشقانه‌ای سرشار از حس خوب. با آغاز داستان چنان محو گفتگوهای درون داستان شدم که دل کندن از آن و یا فراموش کردنش کار خیلی سختی به نظر میرسد.

مگذارید عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود، که حتی آب دادن گل­های باغچه، به عادت آب دادن گل­های باغچه بدل شود. عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نوکردن خواستنی ­ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن و دیگرگون شدن است. تازگی، ذات عشق ست، و طراوت، بافت عشق. چگونه می­شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت، که عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمی­سپارد، مگر یک بار برای همیشه. جام بلور، تنها یک بار می­شکند. می­توان شکسته ­اش را، تکه­ هایش را، نگه داشت. اما شکسته ­های جام، آن تکه ­های تیز برنده، دیگر جام نیست. احتیاط باید کرد. همه چیز کهنه می‌­شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز. بهانه­ ها جای حس عاشقانه را خوب می­گیرند.

داستان پر از گم شده‌ها، پر از تازه پیدا شده‌ها. فرار از شر رسیدن به خیر، عقل و همه چیز دیگری که گیله مرد قصه را در پی عسلی اصل به سبلان کشاند. داستان هرچقدر عاشقانه باشد اما آرام نیست! پر از طوفان است. فصل اول با شور و حرارت بالا با ترکیب کلمات عمیق برای بیان حس نویسنده به مخاطب سرشار از جملات نقل کننده تفکرات است.

تعریف‌هایی از عشق از ظلم از شجاعت و میهن پرستی. گاهی جملات سنگین خواندن کتاب را سخت می‌کند اما قشنگ است. جملات تاثیر خود را میگذارند و خوب بلدند چطور داستان را پیش ببرند هر چند خیلی وقت‌ها در لبه دیوار رها شدن از رشته داستان و پیوستن یه هجوم حجم عظیمی از کلمات مقطع و بیانگر تفکرات نویسنده قرار می‌گیرد. اما داستان آنقدر خوب به سمت پایان پیش نمیرود. در نوشته‌های قسمت بعد از واقعه آنقدر منتظر شور و شوق ابتدای داستان ماندم که لذت خواندند این عاشقانه از کف رفت

اما در مجموع کتاب یک عاشقانه آرام نادر ابراهیمی از کتاب‌هایی‌ست که اگه اهل مطالعه هستید حتما باید بخوانید و از آن لذت ببرید

کتاب گویا نیز با صدای پیام دهکردی در مورد این گیله مردی مبارز و سیاسی که عاشق دختری آذری به نام عسل می‌شود اثر هنری فاخری‌ست که شنیدن آن گاهی نیاز آدمی‌ست.

از کتاب:

در گذشته به دنبال لحظه‌های ناب گشتن، آشکارا به معنای آن است که آن لحظه‌ها، اینک وجود ندارند

نگفتن همان دروغ گفتن است؛ قدری کثیف‌تر

نفرت انگیزترین چیزی که خداوند رخصت داد تا ابلیس به انسان هدیه کند، حکومتی است که عشق را نمی‌فهمد

  • لینک خرید اینترنتی کتاب یک عاشقانه آرام نسخه (گویا) و نسخه (چاپی)
اگر این کتاب را خوانده‌اید نظر شما در مورد آن چیست؟

#گوش_کن :