شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

حافظ همیشه صحبت جانانه می‌کند
با دل نوای سـاغر و پیمانه می‌کند

ما را به بحر خودش میکشد و باز
با ما حدیث سرو و گل ناز می‌کند

لامپ سوخته

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه می داد که از کوی ارادت نروم
دیدی آخر که چسان عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برف

غزل شماره ۸۵ حافظ

معرفی کتابِ نیست – اثر علیرضا روشن

چند شعر زیبا از کتاب نیست با صدای علیرضا روشن؛

کتاب “کتابِ نیست” مجموعه شعری از علیرضا روشن است که در سال ۱۳۹۰ چاپ شد.

شعری از این کتاب:

“دلتنگی خیابان شلوغی‌ست
که تو در میانه‌اش ایستاده باشی
میبینی میایند
میبینی میروند
و تو همچنان ایستاده باشی”

 

لینک خرید کتاب در فروشگاه اینترنتی: کتابِ نیست

#گوش_کن :

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ – حسین پناهی

دکلمه‌ای که بارها گوش کردم

—————————

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه؟

واسطه نیار به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم

کفر نمی‌گم سوال درام
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چیکارم
می‌چرخم و می‌‌چرخونم سیارم
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم

تازه دیدم که دل دارم بستمش!
راه دیدم نرفته بود رفتمش
جوانه‌ی نشکفته را رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود! جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود! تو رو به خدا بود

اون همه افسانه و افسون ولش!
این دل پر خون ولش!
دلهره گم کردن گدار مارون ولش!
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جوونور کامل کیه

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست! دویدم!
چشم فرستادی برام
تا ببینم
که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوی روون نعناش چیه؟
این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟

آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله!

پریشونت نبودم؟!

من
حیرونت نبودم؟!

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه!

گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه!
انجیر می‌خواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه!
چشمای من آهن انجیر شدن!
حلقه ای از حلقه زنجیر شدن!

عمو زنجیر باف
زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم!

-حسین پناهی-

#گوش کن :