چه بی‌تابانه می‌خواهمت – با صدای احمد شاملو

چه بی تابانه می‌خواهمت

ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری!

چه بی تابانه تو را طلب می کنم!

بر پشت سمندی

گویی، نو زین

که قرارش نیست

و فاصله

تجربه ئی بیهوده ست

بوی پیرهنت

این جا، واکنون…

کوه ها در فاصله

سردند

دست، در کوچه و بستر

حضور مانوس دست تو را می جوید

و به راه اندیشیدن

یاس را، رج می زند

بی نجوای انگشتانت
فقط…

و جهان از هر سلامی خالی است

شانه ات مجابم می کند

در بستری که عشق تشنگیست

زلال شانه هایت

همچنانم اتش می دهد

در بستری که
عشق

مجابش کرده است

«شاملو»

#گوش_کن :