صفحه هفتاد و نهم دفتر لامپ

هرگز نباید از کسی متعصبانه نفرت داشته باشم چون کسی که از او نفرت دارم را از انسان به هیولا تغییر می‌دهم و هیولا می‌تواند هر چیزی را تخریب کند

هرگاه از سایه‌ات پیشی گرفتی رو به حقیقت قرار داری

راه درست آنجایی‌ست که سایه‌ات پشت سرت باشد؛ آنجایی که پیرو شبحی از خودت نباشی؛ آنجا که تو رهبر هرآن چیزی باشی که از تو نشأت می‌گیرد. درست به سمت نور.

همه جا تاریک است، نور به سرعت می‌آید و پس از آن تاریکی به همان سرعت برمی‌گردد.

تاریکی ذات جهان است و نور مانند ما گذرا

نور منشاء دارد ولی تاریکی علتش نبود آن منشاء است. هر کجای دنیا را نگاه میکنم همین قاعده حاکم است.

غمگینم و گاهی به علتی شاد می‌شوم و باز شادی پس از آن علت تمام می‌شود. برای زندگی آرمانی باید با قاعده‌ی حاکم مخالفت کرد و برای این کار باید جنگید

هیچ چیز ارزش آن را ندارد که غمگین باشیم.

اما چگونه می‌توان شاد بود؟
چه چیزی باید خواست و یا برای چه چیز باید تلاش کرد؟

لامپ سوخته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 10 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.