صفحه هفتم دفتر لامپ

مرگ چیز خاصی نیست! ما اینجا روزی چند بار میمیریم بی‌آنکه هیچ اتفاق خاصی برای ما رخ بدهد.

بعضی‌ها فکر می‌کنند آدم‌های خوبی هستند برای همین خیلی دوست دارند به همه خوبی کنند.

این دسته از آدم‌ها از فرط علاقه به خوبی کردن زیاد دوست ندارند بمیرند.

مشکل هم همینجاست!

مشکل از آنجایی شروع می‌شود که آن‌ها فقط خودشان فکر می‌کنند خوب هستند. در حالی که دیگران سعی در تفهیم این دارند که “نه بابا شما آنقدرها هم خوب نیستید، لطفا زودتر بمیرید.”

اصلاً جنگ بین آدم‌ها هم از سر این موضوع شروع می‌شود که یک عده دیگری را به مردن تشویق می‌کند و آن عده دیگر چون دوست دارند هنوز خوبی کنند نمی‌میرند، با اینکه من میدانم مرگ چیز خاصی نیست و خودم شخصا همانطور که گفتم روزی چند بار می‌میرم.

 

لامپ سوخته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 15 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.